05 آبان 1393
محرمه...
من دختر...
نمیتونم برم تو خیابون زنجیشالمور و سینه بزنم.
من دختر...شالموم میکشم جلو...نمی خندم...
دل پسر مردمو نمیلرزونم...
جوری نمیرم دنبال دسته امام حسین که با دیدنم یادشون بیفته محکمتر سینه بزنن
من دختر...
ثواب که نمیکنم هیچ .لاقل… بیشتر »
1 نظر
05 آبان 1393
سلام من به محرم به حال خسته ی زینب
به بی نهایت داغ دل شکسته ی زینب
سلام من به محرم به دست و مشک ابوالفضل
به نا امیدی سقا به سوز اشک ابوالفضل
سلام من به محرم به قد و قامت اکبر
به کام خشک اذان گوی زیر نیزه و خنجر
سلام من به محرم به دست و بازوی قاسم… بیشتر »