26 آذر 1393
آقا اجازه هست خانومتون رو نگاه کنم.....
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت : ببخشید آقا! من می تونم یه کمبه خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و… بیشتر »
1 نظر
26 آذر 1393
بودنت حتی زمستانی ترین روزم را بهاروار عاشقانه میکند
من نه اهل بارانم
نه باد
نه عاشق زمستان و تابستان
من هوایی را دوست دارم که
متبرک باشد به نفسهایت...
یابن الحسن!!! بیشتر »