11 آذر 1393
باز این چه غفلت است که در خلق عالم است
مهدی غریب و سر به گریبان ماتم است
گر عاشقی دگر تو مرنجان امام خویش
اندوه کربلا و اسارت مگر کم است
خون گریه میکند ز غم جد خود حسین
اشک تو بر جراحت قلبش چو مرهم است بیشتر »
3 نظر
11 آذر 1393
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
مرد این بازیچه دیگر نیستم… بیشتر »